دوراهی کنشگران اجتماعی؛ آیا رفتار اعتراضی شدید اثربخش است؟
هر جنبش اجتماعی با یک پرسش استراتژیک روبهروست:
برای دیده شدن و اعمال فشار، تا کجا باید پیش رفت؟
رفتار اعتراضی شدید — مانند مسدود کردن بزرگراهها، تخریب اموال یا درگیری فیزیکی — اغلب با این هدف انجام میشود که اعتراض از حاشیه خارج شود و نهادهای قدرت را وادار به واکنش کند. از منظر برخی فعالان، رادیکال بودن به معنای افزایش «ادراک اثربخشی» است.
اما این فقط یک سوی ماجراست.
چرا برخی جنبشها به اقدامات رادیکال متوسل میشوند؟
برخی مطالعات نشان دادهاند که اقدامات اعتراضی شدید میتوانند توجه رسانهای گستردهتری ایجاد کنند و فشار مستقیمتری بر نهادها وارد نمایند. نمونه تاریخی تحصن گرینزبورو در ۱۹۶۰، که در نهایت به تغییر سیاستهای تبعیض نژادی در سلفهای غذاخوری انجامید، اغلب بهعنوان شاهدی بر کارآمدی کنشهای پرتنش مطرح میشود.
در چنین چارچوبی، رادیکالیسم ابزاری برای شکستن سکون است.
اما ناظران بیرونی چه میبینند؟
پژوهشی تجربی در دانشگاه تورنتو، با اجرای شش آزمایش مستقل، نشان داد که رفتار اعتراضی شدید بهطور معناداری حمایت عمومی را کاهش میدهد.
این نتیجه در حوزههای مختلف (حقوق حیوانات، اعتراضات ضد ترامپ، جنبشهای ضد سقط جنین) و در اشکال مختلف اعتراض (انسداد بزرگراه، تخریب اموال، خشونت فیزیکی) مشاهده شد.
نکته مهمتر این بود که حتی افرادی که با هدف جنبش همدل بودند، در برابر روشهای شدید، سطح حمایت خود را کاهش میدادند.
مدل سهمرحلهای کاهش حمایت
این پژوهش یک مدل میانجیگرانه پیشنهاد میکند:
ادراک غیراخلاقی بودن اقدام
ناظران ابتدا رفتار شدید را خارج از چارچوب اخلاقی تلقی میکنند.
کاهش همدلی عاطفی
با شکلگیری این ادراک، ارتباط عاطفی با جنبش تضعیف میشود.
افت هویتیابی و حمایت
در نهایت، افراد کمتر با معترضان همانندسازی میکنند و حمایت خود را کاهش میدهند.
این فرآیند، از منظر شناخت اجتماعی، نشان میدهد که مشروعیت اخلاقی نقش کلیدی در بسیج افکار عمومی دارد.
فشار نهادی یا مشروعیت اجتماعی؟
کنشگران اجتماعی در یک تعارض واقعی قرار دارند:
- اقدامات شدید میتوانند نهادها را تحت فشار قرار دهند
- اما همان اقدامات ممکن است سرمایه اجتماعی جنبش را فرسایش دهند
این یافتهها نشان میدهند که اثربخشی اعتراض صرفاً تابع «شدت» نیست، بلکه به تعامل میان دیده شدن، مشروعیت اخلاقی و هویتیابی جمعی وابسته است.
جمعبندی
رفتار اعتراضی شدید ممکن است توجه ایجاد کند، اما توجه لزوماً معادل حمایت نیست.
از منظر شناخت اجتماعی، مشروعیت ادراکشده و هویتیابی اخلاقی ناظران، متغیرهایی تعیینکننده در سرنوشت یک جنبشاند.